کنترل اختلالات رفتاری دانش آموزان

کنترل اختلالات رفتاری دانش آموزان

مقدمه

روابط انسانی یکی از موهبتهای الهی است که به عنوان نیاز در وجود انسان قرار داده شده تا انسانها بتوانند یکدیگر را درک و با هم زندگی نمایند . از آنجا که مدارس ( و خانواده ) مسئول ساخت شخصیت ، منش و سلوک انسانی هستند ، رسالت عظیمی بر عهده ی آنها قرار گرفته است سلامتی و تعادل انسان تا حدودزیادی به رفتار و روابط او با دیگران و بالعکس ارتباط دارد . اگرمدارس بتوانند با شیوه های علمی و تخصصی و با مهارت های انسانی با دانش آموزان روابط درستی بر قرار کنند ، جامعه نیز بعد از یکی دو نسل به نوعی تعادل و سلامتی روانی خواهد رسید . یکی از مسائل و مشکلاتی که معلّمان با آن مواجه هستند ، اختلالات رفتاری دانش آموزان می باشد . اختلالات رفتاری یکی از عواملی است که اعصاب معلم را خرد می کند و معلم را از نظر روانی خسته می کند . علاوه بر آن پیشرفت علمی کلاس را پایین می آورد . اختلالات رفتاری دانش آموزان ممکن است علل متفاوتی داشته باشد . الف )مشکلات خانوادگی که عبارتند از : تربیت خانوادگی ، ناراحتی های جسمانی و روانی ، مشکلات اقتصادی ، روابط خانوادگی ، زمینه های ارثی ،پایین بودن هوش و.... ب ) مشکلات مدرسه ای که عبارتند از : روابط نادرست اولیاء مدرسه با دانش آموزان ، تنبیه و توهین و تحقیر دانش آموزان ، خستگی دانش آموزان در کلاس درس ،محیط فیزیکی مدرسه ، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس و ... بنابر این اختلالا ت رفتاری دانش آموزان یکی از عوامل جدایی ناپذیر مدارس می باشد . چون در تمامی مدارس و در تمامی جوامع دیده می شود از نظر علمی یک پدیده طبیعی است ولی همین پدیده طبیعی برای معلمان آزار دهنده می باشد . از طرف دیگر ، اختلالات رفتاری دانش آموزان تا حدّی نشانگر نارساییهای نظام آموزشی می باشد . و از طرف دیگر ضعف علمی و رفتاری برخی از اولیاء مدرسه را مشخص می کند . معلمان در زنگ تفریح مشکلات رفتاری دانش آموزان را مطرح می کنند. یکی می گوید دانش آموزان صدای حیوانات را در می آورند . آن یکی می گوید : هنگام تدریس، دانش آموزان زمزمه می کنند. آن یکی می گوید : هنگام تدریس دانش آموزان با یکدیگرصحبت می کنند . آن یک می گوید : هنگام تدریس سوت می زنند . برخی از معلما ن نسبت به دانش آموزان نگرش منفی دارند ، آنان، دانش آموزان را افرادی شلوغ ، بی ادب ، مسخره گر ، بی علاقه به درس ، نا بهنجار و در نهایت دشمن معلمان می پندارند . به این ترتیب ، قبل از رفتن به کلاس جبهه گیری می کنند و دانش آموزان را در مقابل خود قرار می دهند. برخی از معلمان احسا س نارضایتی خود از شغل و درآمدشان را به دانش آموزان اذعان می دارند . دانش آموزان نیزاستدلال می کنند که خود و سرنوشت شان برای معلمان اهمیتی ندارند ، حتی برخی از معلمان ، به دانش آموزان توصیه می کنند که درس نخوانند چون ادامه تحصیل عاقبت خوبی ندارد . نتایج تحقیق صبور ( 1380 ) نشان می دهد که با اطمینان 99% با بهبود روابط انسانی اولیاء مدرسه با دانش آموزان ، نگرش دانش آموزان نیز نسبت به اولیاء مدرسه مثبت تر می گردد . بر اساس نظریه خوددوستی، اگر روابط اولیاء مدرسه با دانش آموزان درست و منطقی نباشد ، برخورد دانش آموزان با اولیاء مدرسه درست و منطقی نخواهد بود. بر اساس نظریه تعامل گرایی ، هر عملی که ما نسبت به دیگران از خود نشان دهیم عکس العمل مشابهی را از آنان دریافت خواهیم نمود . بنابراین اگر معلمان به دانش آموزان ، به عنوان دشمن نگاه کنند ، دانش آموزان نیز نسبت به آنان همان نگرش را خواهند داشت وقتی به مدارس مراجعه می کردم برخی از اولیاء مدرسه می گفتند که دانش آموزان از خانواده های مختلف با شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی متفاوتی درمدرسه جمع شده اند بنابراین کنترل و هدایت آنان غیر ممکن می باشد . برخی دیگر اذ عان می کردند که تربیت خانوادگی دانش آموزان اشتباه است آنان بد تربیت شده اند و اصلاح ناپذیر هستند . و به دانش آموزان برچسب های منفی می زدند . با توجه به نظریه کنش متقابل نمادی ، ویژگی های رفتاری افراد با برچسب هایی که از طریق دیگران به آنها زده می شود خود را با آن ویژگی ها می شناسند . بنا بر این وقتی به دانش آموزان به عنوان افرادی شلوغ ، تنبل ، بی لیاقت ، منحرف و نا بهنجار نگاه می شود ، آنان نیز فکر می کنند که چنین هستند وقتی به برخی از معلمان ، توصیه می کنی که روابط خود را با دانش آموزان اصلاح کن ؛ جواب می دهد که کی حوصله واعصاب دارد؟! با این همه مشکلات زندگی مگر می شود که آدم خوش اخلاق هم باشد ؟! برخی از معلمان مشکلات زندگی خود را به مدرسه می برند ! و به این ترتیب دانش آموزان به ضعف چنیین معلمی پی می برند ؛ و استدلال می کنند که آنان فقط برای وقت تلف کردن به مدرسه می آیند نه برای درس دادن ؛ ! معلمی که در کلاس درس نمی دهد ، یا توانایی درس دادن ندارد . دانش آموزان احساس می کنند که وقتشان در کلاس بیهوده تلف می شود . در نتیجه دچار نا کامی شده ، و پرخاشگری می کنند . بر اساس نظریه نا کامی ، وقتی فرد احساس نا کامی کند ؛ واکنش های متفاوتی را از خود نشان خواهد داد . علاوه بر آن، اگر دانش آموزان احساس کنند که معلمی از نظر علمی و شخصیتی در سطح پایینی هست؛ به حرف های آن اهمیت نداده و گوش نمی دهند . بنا بر این به نظر می رسد هرچند که برخی از دانش آموزان ، نا بهنجار می باشند . امّا روابط غلط اولیاء مدرسه ، به جای اینکه مشکل دانش آموزان را حلّ نمایند؛ آن را تشدید می کنند .به نظر می رسد معلمان با مطالعه نظریه های علمی روانشناسی و جامعه شناسی و نتایج تحقیقات در مورد روابط انسانی وپژوهشهای کتابخانه ای مشکل را کاهش یا حتی کاملاً رفع نمایند . مثلاًاز طریق روش کتابخانه ای ، اطلاعات لازم در مورد مسائل رفتاری دانش آموزان بدست می آید . مخصوصاً نتایج تحقیقات و نظریه های علمی می تواند راه گشا باشد . از طریق مصاحبه اطلاعات لازم در مورد رفتار و اخلاق دانش آموزان و اولیاء مدرسه بدست می آمد . از طریق مشاهده مشارکتی ، تغییراتی که در دانش آموزان ایجاد می شد مورد ارز یابی قرار می گرفت . یکی از مسائلی که در مدارس ما وجود دارد مشکلات رفتاری دانش آموزان می باشد . می توان گفت مشکل رفتاری دانش آموزان در مدارس ما یک پدیده ی طبیعی می باشد . چون در تمامی مدارس شهری ، روستایی ، پسرانه و دخترانه وجود دارد . بنابر این معلم باید با آمادگی لازم و قبلی در مدرسه حضور پیدا کند ، و منتظر به وجود آمدن مشکل نباشد . در مراجعه به اکثرمدارس، بیشترمعلمان و معاونین اذعان می کردند که دانش آموزان این زمانه خیلی پررو و شلوغ و بی ادب هستند. و از دست دانش آموزان نا راضی بودند . و بر عکس ، اکثریت دانش آموزان از دست اولیاء مدارس ناراضی بودند ؛ و آنان اذعان می داشتند که بیشتر معلمان آنان را تحقیر ، توهین ، تنبیه بدنی می کنند . معلم در اول سال تحصیلی به هر کلاس که می رود بایدابتدا در مورد برخی مسائل با آنان صحبت می کند . تا دانش آموزان آگاهی لازم را در مورد خود و معلم شان بدست بیاورند در واقع از اولین جلسه آمادگی لازم جهت مثبت اندیشی در آنان بر انگیخته می شود و در زمینه ایجاد انگیزه برای تحصیل نیز گامهایی بر داشته می شود . در واقع اولین جلسه کلاس ، به اولین جلسه آغاز دوستی ها تبدیل می شود تا از، در کنار هم بودن احساس لذت و نشاط بکنیم . بعد از ورود به کلاس ، در مورد مقررات کلاس ، روابط معلم و دانش آموز ، هدف از تحصیل ، ارزش علم ، شخصیّت و هویّت ، اهمیت سرنوشت آنان برای من ، صداقت و صمیمیت ، خوب و پاک و بانشاط و سالم بودن دانش آ موزان از نظر اخلاقی ، مهربان بودن دانش آموزان ، علاقه ی خود به شغل معلّمی و شکوفایی استعداد ها صحبت می کند. و از مثالهای جذا ب و شیرین درحین صحبت استفاده می کند؛ تا آنان احساس بی حوصلگی و خستگی نکنند .شاید نتوان باور کرد که با یک جلسه صحبت کردن و آگاهی دادن ، آمادگی لازم جهت تغییر رفتار، در دانش آموزان پیدا می شود . مسائل رفتاری دانش آموزان در مدرسه به شکل های متفاوتی به چشم می خورد . مسائل رفتاری دانش آموزان ، در تمامی مدارس وجود دارد . بنابر این یک پدیده طبیعی است و همین مسائل اخلاقی است که نارسائی های محیط زندگی از قبیل خانواده ، مدرسه ، کلاس ، شهر ، روستا و محلّه را نشان می دهد . در نتیجه وقتی دانش آموز مشکل داری مورد مشاهده قرار می گیرد باید دید درمحیط او چه مشکلی وجود دارد که باعث شده ، ایشان به یک فرد مشکل دار تبدیل شود . و نباید فرد مشکل دار را تنبیه یا توهین یا تحقیر نموده و طرد کرد . در این حالت مشکل او حل نشده ، تشدید هم خواهد شد؛ کاری که متأسفانه در بیشتر مدارس ما صورت می گیرد و در نهایت موجب ترک تحصیل یا اخراج ایشان می شود . بنابراین ، علاوه بر اینکه ما مشکل را نتوانستیم حل کنیم بلکه مشکل را از مدرسه به جامعه منتقل نمودیم . و ایشان را به درون جوانان خیابانی بزه کار هدایت کرده و سرنوشت فرد و خانواده ای را دگرگون کردیم . در این حالت ما مقصر هستیم و نتیجه اش به طور مستقیم یا غیر مستقیم به خود ما بر گشت داده خواهد شد . عوامل مؤثر در شکل گیری رفتار های نا بهنجار : مسائل خانوادگی :خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه برآن بنا شده است. چگونگی و کیفیت عملکرد خانواده در تحقق وظایف خویش شاخص مناسبی جهت ارزیابی عملکرد جامعه می باشد.هر چه خانواده دارای عملکرد خوب و سالمتری باشد به همان نسبت ثبات و سلامت جامعه بیشتر تامین شده است و بر عکس هر چه خانواده از عملکرد بدتر و آشفته تری برخوردار باشد، به همان نسبت جامعه بیشتر تهدید شده است زیرا اختلال در عملکرد خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است که خانواده را به سمت فروپاشی سوق می دهد. کودکان و نوجوانان قربانیان اصلی عملکرد نامطلوب خانواده می باشند. فروید می گوید بیشترین افراد ناسازگار و مساله دار ، وابسته به خانواده های آسیب دیده هستند و فرزندانی که مربوط به خانواده های پر کشمکش می باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز وآشفتگی بیشتر در معرض رفتار ناسازگارانه و بزهکارانه قرار دارند. بررسی ها نشان می دهد که عملکرد بد و نامناسب خانواده مهمترین عامل در پیش بینی بزهکاری نوجوانان است. برای مثال طبق تحقیقاتی که در فرانسه به عمل آمده 80 درصد اطفال بزهکار از خانواده هایی هستند که به علت نفاق و ناسازگاری وعدم تفاهم بین افراد ، محیط خانوادگی آنان دائما متشنج است. (تاج زمان دانش ، 1379 ، ص 313) تحقیقات انجام شده در کانون های اصلاح و تربیت کشور ایران نیز موید این موضوع است. بطوریکه 65 درصد اطفال کانون با پدر و مادر خود اختلاف نظر و تضادهای فکری و ذهنی داشته اند و این اختلافها انگیزه عصیان و بزهکاری آنان بوده است. بطور کلی حاکم بودن روابط مطلوب در درون خانواده رشد ذهنی ، عاطفی ، روانی و اجتماعی فرزندان را امکان پذیر می سازد و مهمترین گام در پیشگیری از به انحراف کشیده شدن آنها است. عملکرد نامطلوب خانواده موجب آشفته شدن روابط عاطفی بین اعضای خانواده می شود در نتیجه در یک دور باطل از تعاملات پیچیده زمینه بروز برای مشکلات روانی و رفتاری بیشتر و شدیدتر خواهد شد. اساسا نقشهای خانوادگی زمانی به موثرترین شکل تحقق می یابد که در برگیرنده تمام کارکردهای ضروری خانواده باشند و بطور عادلانه بین اعضا تقسیم شود و همچنین درباره انجام وظایف اعضا پی گیری مستمری انجام گیرد ، در خانواده های نوجوانان بزهکار به خاطر از هم گسیختگی و غفلت خانوادگی تخصیص نقشها در خانواده به درستی صورت نمی گیرد والدین دچار غفلت شده و به مسائل تربیتی ، تحصیلی ، اقتصادی و تفریحی کودکان و نوجوانان اهمیت نمی دهند و آنها را به حال خود رها کرده و فرزندان بیشتر به اجتماع و گروههای همسالان روی می آورند و نظارت والدین برروی آنها کم می شود. اصولا وجود مهر و محبت در کانون خانواده به تقویت ایمان ، تلقین ارزشهای اخلاقی و به وجود آمدن خودپنداری مثبت در نوجوانان کمک می کند و اثر مهمی در رفتار نوجوانان دارد ، همچنین ایجاد روابط صمیمی در خانواده محیطی مناسب جهت طرح مشکلات و مسائل نوجوانان و وسیله ای مناسب برای تسکین ناراحتی های دوران بلوغ است. ( جوادی ،1383 ) رشد جسمانی و روانی : گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید و لورنز معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دومعتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده می شود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا می کند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلا از طریق ورزش ها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونه ای تخلیه میشود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت میکند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می کوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می کند و از بین میبرد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خود کشی جلوه گر می شود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال 1381-ص 191). از محتوای این تحقیق میتوان چنین استنتاج نمود که با توجه به از هم گسیختگی خانواده (جدایی یا فوت والدین)، و کاهش انسجام و یکپارچگی آن و افزایش سوء رفتارهای والدین (اعم از والدین یا ناپدری و نامادری)، که منجر به اخراج یا فرار فرزندان از خانه میشود، از یکطرف میزان مشکلات (نیازهای ارضا نشده) فرزندان را می‌افزاید و از طرف دیگر میزان احساس امیدواری ایشان را در حل مشکلات (حتی در آینده دور) می‌کاهد، لذا بواسطه اینکه فرد اولین یا دومین فرزند خانواده بوده و احساس استقلال نموده و مسائل خانواده را درک می‌نماید و نیاز به همفکری و همدلی و یا بعبارتی نیازمند پذیرش خانواده و جامعه‌ای میباشد، از اینرو با کوتاه شدن دستش از مشارکت و مشورت مردم و کاهش اهمیت و احترام اجتماعی نزد مربیان مدرسه، دست نیاز بسوی دوستان و همسالان (معاشرتهای ترجیحی) برداشته، تا از این طریق احساس احترام و انتظار پذیرش نزد دوستان را کسب نماید. لیکن وقتی در برخورد با دوستان ناباب به بزهکاری و انواع انحرافات اجتماعی دست می‌یازد، بتدریج هاله‌ای از احساس عدم تعلق اجتماعی پیرامون خود متصور میشود و هر چند که در محیطهای بازسازی (کانون ˆ زندان) سعی دارد اخلاق و رفتار خود را بهتر نماید و این بهتر شدن اخلاق و رفتار خود را به رخ جامعه نیز بکشاند، معهذا با کمرنگ بودن رفتارهای مثبت مددکاران، و عدم رضایت از محیط کانون، و از همه مهمتر بر چسب مجرم و این داغ باطله زدن، بر یاس و ناامیدی وی افزوده شده که گاهاً در بحثهای گروهی، نوع انحراف آنقدر نزد فرد عجیب جلوه داده میشود که بنوعی در تکرار جرم و یا وسعت بخشیدن آن (بصورت باند بزهکاران) تمایل نشان میدهد. بنابراین اگر خانواده، مدرسه، و مردم اهل محل نتوانند بر رفتار و انتظارات نوجوانان نظارت کافی داشته باشند و ارزشها و هنجارهای اجتماعی را در کانال طبیعی آن به آنها بیاموزند و به آنها بقبولانند که از برخی از نیازها که مورد قبول جامعه نیستند، اجباراً یا کاملاً چشم‌پوشی کنند، و یا گاه با برخی از نیازهای جامعه پسند تعویض و یا شکل و روش ارضای انها را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهند، و یا نیازهای کاذب برای آنان تولید ننمایند، دیگر نمیتوان از محیطهای بازسازی (کانون ˆ زندان) توقع داشت وظایف ناکرده مربوط به خانواده، مدرسه، و مردم اهل محل را به همان طریق فوق‌الذکر کانالیزه کرده و به توفیق کاملاً بایسته و شایسته نایل آیند ( صدفی ، 1372 ) رفتار اولیاء مدرسه با دانش آموزان : « یکی از مشکلات عمده مدارس ما، کمک نکردن به دانش آموزان مشکل داراست. متأسفانه ، مدارس به جای آنکه آماده کمک به کسانی که عقب افتادگی یا مشکلی دارند باشند، بیشتر آنها رااز خود می را نند . وحالت دفعی از خود نشان می دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوی وبا نمرات بالا هستند وبیشتر مواقع به تشویق و تکریم آنها می پردازند. در مقابل ، دانش آموزان به ظاهر ضعیف مورد بی مهری قرار می گیرند وبطور ناخواسته آنها را رها و بعضاً سرکوب می کنند. » ( میر کمالی ، 1379، ص 74). عطا پور ( 1378 ) استدلال می کند که یکی از عواملی که در خود پنداری فرد مؤثر است مدرسه می باشد . با توجّه به تحقیقی که در مورد رفتار معلّم و خودپنداری صورت گرفته ، نشان می دهد که بین رفتار معلم و خود پنداری دانش آموزان رابطه ی معنی داری وجود دارد . و دانش آموزان دختر و پسر به یک اندازه از رفتار های آشکار و نهان معلّم متأثّر می شوند . بر اساس تحقیق روحانی ( 1359 ) بین گرایش به مدرسه و پیشرفت تحصیلی رابطه ای معنی دار بوده و میزان همبستگی 6/0 = r می باشد . یافته های خلیلی ( 1385 ) نشان می دهد که معلمین با ارائه بازخورد های مثبت ، بیان انتظارات بالا ، برقراری تعامل بیشتر با دانش آموزان ، خود پنداری مثبت دانش آموزان را متأثّر می سازند . بنابراین تجارب کودکان و نوجوانان در خانواده ، مدرسه ، همسالان همگی درروابط انسانی و خودپنداری نقش دارند . نا کامی : گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده ای دارند در مجموع میتوان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موقعیت، در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلا کودکی که از بازی کردن منع میشود در اثر خشم اخم می کند یا پاهای خود را بر زمین می کوبد. چیزی که ثابت شده است این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش می دهد پرخاشگری می تواند ناکامی های فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد به همراه آورد اما پایان آن معمولا رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد.(فرقان رئیسی سال 1376 ص 83و 84) جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود(والر دوب-مورد سیرز-1939) این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می دانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می تواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی شود. هدف دانش آموزان از بروز رفتار های نا بهنجار : - جبران کمبود محبت - جلب توجه دیگران - اعتراض به وضع موجود - حسادت نسبت به دیگران - وا کنشی برای کنش دیگران - تخلیه انرژی هر چند که رفتار های نابهنجار از علل متفاوتی ناشی می گردند؛ اما به نظر میرسد در مدرسه با رعایت الگوهای رفتاری خاصی مطابق با نیاز های انسانی ، رفتار های نا بهنجار دانش آموزان بتدریج کاهش و حتی رفع می گردد. به نظر می رسد مشکلات رفتاری قبل از اینکه مشکل باشند ،مشکلات را به نمایش می گذارند . بنابراین ما از مشکلات دانش آموزان به این نکته پی می بریم که مسائلی، به وجود آورنده آن مشکلات است . بعد از شناسایی مسائل ، به این نکته توجه می کنیم که آن مسائل چه مشکلاتی را ایجاد می کند . سپس در صدد حل آن مشکلات بر می آییم . با این روش دانش آموزان سعی می کننداز نظر تحصیلی حد اکثر تلاش خود را انجام دهند و پیشرفت کلاس روز به روز نسبت به گذشته بهتر می شود .

ارائه راهکارها

از آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که راهکارهای زیر می تواندتا حد زیادی از مشکلات رفتاری دانش آموزان بکاهد: 1- تغییر رفتار خود متناسب با موقعیت 2- ایجاد خود پنداری مثبت در دانش آموزان ، 3- اهمیت قائل شدن به سرنوشت دانش آموزان 4- ابراز علاقه به شغل معلمی ، 5- ابراز محبت و دوستی نسبت به دانش آموزان 6- ایجاد انگیزه برای تحصیل در دانش آموزان ، 7- آگاهی دادن به دانش آموزان در زمینه های مختلف زندگی 8- تقویت نکات مثبت دانش آموزان ، 9- جدّی بودن معلم در گفتار و عمل 10 – مطالعه نظریه های علمی روانشناسی و جامعه شناسی و نتایج تحقیقات مر تبط 11- کلاسها نباید خسته کننده باشد و از روشهای فعّال تدریس استفاده شود 12- از مثال های عینی و جذاب استفاده شود 13- تقویت بنیه علمی در زمینه دروسی که تدریس می کند .

منابع

 1- تنهایی، ابوالحسن.(1385) . جایگاه نظریه هربرت بلومر در جامعه شناسی معرفت . مجله اینترنتی علوم اجتماعی فصل نو. 2- ترقی‌جاه، صدیقه . ( 1375 ) بررسی ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان راهنمائی شهر تهران/ صدیقه ترقی‌جاه؛ به راهنمایی: علیرضا کیامنش . بررسی ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان راهنمائی شهر تهران/ صدیقه ترقی‌جاه؛ به راهنمایی: علیرضا کیامنش . بررسی ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان راهنمائی شهر تهران/ صدیقه ترقی‌جاه؛ به راهنمایی: علیرضا کیامنش . بررسی ارتباط خودپنداره با رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان راهنمائی شهر تهران ؛. 3- جوادی ، سید محمد حسین . ( 1383 ) . مقایسه عملکرد خانواده های نوجوانان بزهکار.. 4- خلیلی، اکرم. ( 1384) بررسی عوامل اجتماعی موثر بر خود پنداری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی . 5- داوکینز، ریچارد(1999) خود خواهی و ژن . 6- ‌‌‌‌ روحانی، فرشته .(1359) . رابطه خود پنداری و عوامل تشکیل دهنده آن با موفقیت تحصیلی. پایان نامه کارشناسی ارشد چاپ نشده ، دانشگاه شیراز. 7-‌‌ رجب زاده، احمد و ملکی، حسن، و ناصری ، محمد مهدی .(1380). مطالعات اجتماعی اول دبیرستان . تهران : نشر کتابهای درسی . 8- شکری . حسین. ( 1376 ) . عوامل انحراف های اجتماعی . 9- صبور ، محمد باقر. (1380 ) . بر رسی نگرش و مشارکت دانش آموزان در نگهداری اموا ل مدرسه . مرند ، آموزش و پرورش( چاپ نشده ) . 10- صدفی ، ذبیح اله . ( 1372 ) . عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعی. تهران : پایاننامه کار شناسی ارشد ، دانشگاه شهید بهشتی . 11-‌‌‌ عطا پور ، شهلا .(1378) . بررسی ادراک از رفتار معلم و رابطه آن با خود پنداری 12- دانش آموزان سال سوم راهنمایی با توجه به جنسیت آنان. پایان نامه کارشناسی ارشد چاپ نشده، دانشگاه شیراز. 13-‌‌ گلشن، ابراهیم .(1372). نظریه ادراک شخصی و نقش آن در انگیزش .مدیریت در آموزش و پرورش، 4 ص 22. 14- لاندین، رابرت ویلیام. (1378). نظریه ها و نظامهای روانشناسی. ( مترجم یحیی سید محمدی) تهران : نشر ویرایش. 15- مطیع ، ناهید .(1370) . مکتب کنش متقابل نمادی. رشد آموزش علوم اجتماعی، 8

/ 0 نظر / 4 بازدید